close
تبلیغات در اینترنت
آموزش زبان انگلیسی
loading...

آموزش زبان انگلیسی

8 دلیل برای یادگیری زبان

محمد بازدید : 109 پنجشنبه 09 اسفند 1397 نظرات ()

امروزه اهمیت یادگیری زبانی به غیر از زبان مادری برکسی پوشیده نیست. خیلی از خانواده‌ها فرزندان خود را از سنین کم به آموزشگاه‌های زبان خارجه می‌فرستند در صورتی که آن کودکان هنوز زبان مادری خود را به‌طور کامل نیاموخته‌اند! تشخیص درستی و یا غلط بودن این کار در چارچوب این مقاله نمی‌گنجد. اما آیا تا حالا این سوال براتون پیش اومده که چرا سهم عظیمی از این کلاس‌های آموزش زبان خارجه به زبان انگلیسی اختصاص یافته و زبان‌های دیگه‌ای مانند فرانسه، عربی و آلمانی از محبوبیت بسیار کمتری برخوردارند؟

اگر شما علاقه‌مند به یادگیری یک زبان خارجی  (AFL (Additional Foregin Language علاوه بر زبان مادری خود هستید و هنوز تصمیم نگرفتید که چه زبانی را انتخاب کنید، تا پایان این مقاله  با همیارزبان همراه ما باشید.

 

۱. گستردگی بی‌نظیر زبان انگلیسی

در این کره‌ی خاکی ۱۹۶ کشور وجود دارد که از این تعداد زبان انگلیسی به عنوان زبان اول ۶۷ کشور ( از جمله آمریکا، استرالیا، کانادا، نیوزلند و…) و به عنوان زبان دوم ۲۷ کشور  دنیا صحبت می‌شود.

در زیر شما ۵ کشوری رو مشاهده می‌کنید که زبان انگلیسی زبان اولشان نیست ولی بیشترین صحبت کننده‌ی  زبان انگلیسی رو دارند:

 

دلایل یادگیری زبان انگلیسی

 

زبان انگلیسی زبان اصلی در دیپلماسیه و در اتحادیه‌ی اروپا، سازمان ملل متحد، ناتو و اتحادیه تجارت آزاد اروپا و … به عنوان زبان اول و رسمی شناخته می‌شه.

گستردگی این زبان حد و مرز نمی‌شناسه و حدود ۱.۵ میلیارد نفر در دنیا این زبان رو صحبت می‌کنند و یک میلیارد نفر دیگر هم در حال یادگیریه اون هستند. سوال مهم اینجاست که زبان انگلیسی چه ویژگیه منحصربه‌فردی داره که یک میلیارد نفر دارن اونو یاد میگیرن؟

شاید براتون جالب باشه که بدونید از هر ۵ نفر در جهان یک نفر مسلط به زبان انگلیسیه و یا حداقل این زبان رو می‌فهمه.

آیا این آمار و ارقام به نظر شما هم کوچکتر از جامعه آماری واقعیه؟ این مسئله تنها یک دلیل جالب و کوتاه داره و اونم اینه که فقط جمعیت چینی‌ها ۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفره و به‌طور کلی از هر ۶ نفر در دنیا یک نفر چینیه!

 

 ۲. زبان انگلیسی، زبانِ فرصت‌ها

اگر شما با کمک آکادمی آموزشی همیار زبان، زبان انگلیسی رو یاد بگیرید می‌تونید در کشورهای مختلف، ارتباط موثری با مردم اون کشور داشته باشید. و همچنین کشورهایی خیلی زیادتری می‌تونند مقصد مهاجرت و یا کارِ شما باشند.

فرض کنید شما به عنوان یک توریست قصد سفر به کشورهای اروپایی و یا هر کشور دیگه رو دارید دیگه نباید نگران گم شدن و یا برقرار کردن ارتباط‌های ضروری (مثل هتل و یا فرودگاه) باشید چون شما به راحتی می‌تونید با اونا صحبت کنید و منظور خودتون رو برسونید. حتی شما می‌تونید با مردمِ اون کشور در رابطه با فرهنگ‌ها و خیلی موضوعات مختلف دیگه‌ای گپ بزنید و از اینکه دارید به زبان خودشون باهاشون صحبت می‌کنید لذت ببرید و حس غرور داشته باشید.

ممکنه شما قصد سفر نداشته باشید و این سوال براتون پیش اومده باشه که زبان انگلیسی در ایران چطور می‌تونه برای شما مفید باشه؟

اگر از بُعد شغلی به این سوال نگاه کنیم در پاسخ باید این نکته رو در نظر بگیریم که دونستن زبان انگلیسی در بعضی شغل‌ها (مثل مهماندار هواپیما و خبرنگار خارجی و لیدر تورهای توریستی و …) ضروریه و در اکثر شغل‌ها به صورت یک امتیاز برای شما محسوب می‌شه و شما می‌تونید خودتون رو شایسته‌تر و مستحق‌تر از سایر متقاضی‌ها نشون بدید!

و در بُعد فردی، شما با یادگیری زبان انگلیسی اعتماد بنفس بالاتری خواهید داشت. می‌تونید فیلم‌ها و یا آهنگ‌های خارجی رو بدون ترجمه‌ی فارسی نگاه کنید، گوش کنید و در بند بند وجودتون حس خوب رو ایجاد کنید!

 

۳. اهمیت زبان انگلیسی برای کارفرمایان

اینکه شخصی بتونه زبانی غیر از زبان مادریش رو بدونه مشکل و به راحتی صحبت کنه نشان دهنده‌ی استعداد، هوش بالا و قدرتمند بودن مغزِ اون فرده! نشون میده که اون شخص با تعهد لازم و صرف وقت زیادی مسلط به زبان خارجه‌ای شده و این مسئله برای کارفرمایان مخصوصا در مصاحبه‌ها و یا وقتی که به رزومه‌ی شما نگاه می‌کنند بسیار مهم است.

در یک جمله تسلط شما به زبان انگلیسی می‌تونه اثبات‌کننده‌ی اراده‌ی مصمم شما برای انجام کارها باشه!

اگه شما تسلط خوبی در زبان انگلیسی دارید باید به شما بگم که شما در موقعیت بسیار قوی‌ای برای کار در داخل و یا خارج از کشور قرار دارید.

از انگلیسی به عنوان “زبان تجارت” یاد می‌شود و درک این موضوع  اصلا سخت نیست. اگر شما دارای جاه‌طلبی لازم برای تبدیل شدن به یک بیزنس‌من بین‌المللی رو دارید، روان صحبت کردن زبان انگلیسی برای شما ضروریه؛ تجارت‌های انجام شده در سطح بین‌المللی بیشتر به زبان انگلیسی انجام می‌شه.

حتی اگه شما به زندگی کردن و کار کردن در خارج از کشور  فکر نمی‌کنید این دو مثال زیر ممکنه دید شمارو نسبت به فواید یادگیری زبان انگلیسی در حوزه‌ی شغلی بازتر کنه:

 

جلسات کسب و کار
توانایی صحبت کردن به زبان انگلیسی شما را در جایگاهی قرار می‌ده تا بتونید جلسات تجاری بین‌المللی را برگزار و مدیریت کنید. وقتی که افراد شرکت کننده در جلسه‌ی کاریه شما از کشورهای مختلف هستند و به زبان‌های مختلفی صحبت می‌کنند به احتمال زیاد همگی بر سر زبانی واحد توافق می‌کنند و شانس اینکه این زبان، زبان انگلیسی باشد بسیار بالاست. اگر شما در تیم خود تنها کسی هستید که میتونید خیلی راحت به زبان انگلیسی صحبت کنید، بهتره از الان خودتون رو برای حضور در جلسات مهم آماده کنید و پله‌های ترقی شغلی رو یکی پس از دیگری طی کنید.

 

 

خدمات مشتری و فروش
در هر کاری که مشغول هستید ممکن است مشتری خارجی داشته باشید مانند توریست‌هایی که به کشور می‌آیند و یا خودتون مشتریه یک شرکت خارجی باشید (برای مثال محصولاتی که می‌فروشید را از شرکت خاصی در خارج از کشور تامین می‌کنید). توانایی ایجاد ارتباطی موثر علاوه بر بالابردن مهارت تجارت بین‌المللی شما، می‌تونه شمارو تبدیل به فرد ارزشمند‌تری برای شرکت، فروشگاه و یا هر جایی که مشغول هستید بکنه!

 

۴. زبان انگلیسی، پُلی برای رسیدن به دانشگاه‌های برتر خارجی

انگلیسی به‌طور گسترده به عنوان “زبان آموزش عالی” شناخته می‌شه. آکسفورد، کمبریج، هاروارد و ام آی تی تعداد معدودی از دانشگاه‌های مشهور دنیا هستند که در رنکینگ برترین دانشگاه‌های دنیا، رده‌های برتر رو اشغال کردند.

شما برای دسترسی به هر یک از این دانشگاه‌ها در هر رده‌ای نیاز دارید که انگلیسی رو به راحتی صحبت کنید و دلیلش هم سادست، شما قصد تحصیل در دانشگاهی رو دارید که استاد به انگلیسی تدریس می‌کنه و همکلاسی‌ها و مسئولان دانشگاه هم به زبان انگلیسی با شما حرف می‌زنند.  اگر انگلیسی زبان مادری شما نیست، باید در طی فرآیند پذیرش یک آزمون انگلیسی بدهید تا ثابت بشه که سطح انگلیسی شما برای خواسته‌های دانشگاه کافی است.

میزان تسلط شما در زبان انگلیسی با معیاری به نام آزمون آیتلس سنجیده می‌شود. این آزمون ده نمره‌ایست و به عنوان مثال دانشگاهی اعلام می‌کند قصد پذیرش دانشجوهای خارجی‌ای را دارد که حداقل نمره‌ی ۶ آیتلس را دارا باشند!  در رابطه با آزمون آیلتس که به‌طور مختصر به آن اشاره کردیم در مقاله ای جدا بطور مفصل راجبش صحبت خواهیم کرد.

۵. انگلیسی، زبانِ بسیاری از مشهورترین نویسندگان جهان

اگر شما زبان انگلیسی رو فرا بگیرید می‌تونید شاهکارهایی که توسط مشهورترین نویسنده‌های دنیا نوشته شده رو بدون نیاز به ترجمه بخونید. یک ترجمه هیچ وقت نمی‌تونه حس واقعی نویسنده رو انتقال بده و شما با خوندن این کتاب‌ها به زبان اصلی با تمام وجود حس کلمات رو لمس خواهید کرد و این کتاب‌ها برای شما تعبیری جدید و واقعی‌تری خواهند داشت. همچنین شما می‌تونید آثار جاودانه‌ای همانند کتاب‌های شکسپیر، گوته، چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و … را بخوانید و لذت ببرید و با خواندن این رمان‌ها از نویسندگان آن‌ها قدردانی کنید. شما حتی می‌تونید در حین خواندن با کلمات جدید آشنا بشید و سطح زبان خودتون رو بالاتر ببرید.

 

۶. انگلیسی، زبانِ رسمی رسانه

برای هممون پیش اومده که به آهنگ‌های خارجی‌ای علاقه‌مند شدیم که معنیشونو نمیدونیم. خب شاید بگید که سرچ می‌کنیم و ترجمه‌ی اون آهنگ رو می‌خونیم ولی باز هم مثل مورد قبل باید بگم که هیچوقت یک ترجمه حس واقعی رو نمی‌رسونه.

به عنوان مثال یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های دنیا “هتل کالیفرنیا” نام داره اثر گروهِ eagles (اگر این آهنگ رو نشنیدید حتما دانلودش کنید) در اواخر آهنگ وقتی خواننده عبارت:

 “You can check out anytime you like, but you can never leave “ 

رو می‌خونه شاید ترجمه‌ی درستی براش پیدا نکنید و یا ترجمه‌های موجود منظور دقیق خواننده رو نمی‌رسونند ولی تسلط به زبان انگلیسی کمکتون می‌کنه کاملاً مفهوم رو درک کنید و لذت ببرید از این شاهکاره هنری!

حالا اگر بخوایم تاثیر زبان انگلیسی در زمینه‌ی فیلم سینمایی هم بررسی کنیم در حد یک جمله باید عرض کنم:

بهترین فیلم‌های دنیا در هالیوود ساخته می‌شوند و زبانِ همه‌ی این فیلم‌ها، انگلیسیه!

 

 

۷. سادگی یادگیری زبان انگلیسی

الفبای انگلیسی ساده است، و نمادها و حروف عجیب غریبی مثل بعضی از زبان‌ها نداره. اگر راجع‌به حروف الفبای زبان‌های دیگه تحقیق کوچکی انجام بدید متوجه می‌شید که چقدر الفبای زبان انگلیسی ساده‌تر و راحت‌تره. شما می‌تونید با یادگیری لغات و گرامر به سادگی جمله بسازید.

جملات در این زبان مفهوم و یا شکل‌های پیچیده‌ای ندارند و همینطور به لهجه‌های عجیب و غریب (مثل فرانسوی) صحبت نمی‌شه.

خوب اگر نمی‌دونید از کجا شروع کنید می‌تونید با دادن یک تعیین سطح رایگان در سایت همیار زبان سطح خودتون رو بسنجید و وارد کلاس‌های آموزش آکادمی همیار زبان بشید و سادگی در یادگیری زبان رو با همیاززبان تجربه کنید 🙂

تعیین سطح

 آموزش گرامر زبان انگلیسی

۸. دسترسی گسترده‌تر به علم روز دنیا

آیا می‌دانستید که ۵۵٪ صفحات وب‌سایت‌های جهان به زبان انگلیسی نوشته شده‌اند؟  پس از انگلیسی گسترده‌ترین زبان مورد استفاده در اینترنت روسی هست که تنها ۶٪ صفحات را تشکیل می‌دهد. تفاوت زبان اول و دوم بسیارد زیاده و این چیزی غیر از محبوبیت زبان انگلیسی در دنیا رو نشون نمی‌ده. بنابراین دونستن زبان انگلیسی به شما این امکان رو می‌ده که از منابع و محتواهای بی‌پایان وب‌سایت‌ها استفاده کنید.

انگلیسی هم‌چنین زبان علم است. اگر شما انگلیسی را یاد بگیرید، تنها منبع عظیمی از دانش موجود در وب دسترسی ندارید بلکه شما قادر خواهید بود با خوندن کتاب‌های علمی و مقالات بین‌المللی سطح اطلاعات خودتون رو بالاتر ببرید.

اگر می‌خواید  یک رشته‌ی علمی رو به‌صورت حرفه‌ای دنبال کنید، یادگیری این زبان برای ما ضروریه!

طبق فهرستی که مؤسسه اطلاعات علمی تهیه کرده، ۹۵٪ مقالات به زبان انگلیسی نوشته می‌شوند این در حالی است که حدود نیمی از مقالات نویسنده‌هایی از کشورهای انگلیسی زبان دارند.

در زیر شما خلاصه‌ای از مقاله‌ای که مطالعه کردید رو مشاهده می‌کنید. امیدواریم تونسته باشیم شما را متقاعد به یادگیری این زبان شیرین کرده باشیم. ممنون که با ما همراه بودید و خسته نباشید.

منبع :‌hamyarzaban

 

روش های یادگیری زبان

محمد بازدید : 83 دوشنبه 05 آذر 1397 نظرات ()

در این پست با روش های آموزشی یادگیری زبان انگلیسی آشنا میشویم

شنایی با مقولهٔ Critical Period در بحث آموزش زبان
حال که با مفهوم SLA آشنا شدیم، نیاز است تا با مفهوم بسیار مهم دیگری تحت عنوان فرضیهٔ Critical Period آشنا شویم که ابتدا توسط زبان‌شناسی به نام Wilder Penfield مطرح شد به طوری که مرتبط با این موضوع است که فراگیری زبان دوم به نوعی مرتبط با سن افراد است و زبان‌شناسانی که به این فرضیه اعتقاد دارند روی این موضوع تأکید می‌ورزند که یک سن ایده‌آل برای اکتساب زبان وجود دارد و هرچه از آن سن دورتر شویم، فراگیری زبان سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود!

ورود به این مقوله نیاز به دانش زبان‌شناسی عمیقی دارا است که از عهدهٔ نگارنده خارج است اما بر اساس تحقیقات میدانی می‌توان گفت که این Critical Period یا بهتر بگوییم زمان کلیدی برای یادگیری زبان چیزی تا قبل از سن ۱۰ الی ۱۲ سالگی است به طوری که اگر فرد تا قبل از این سن (که بسته به مذکر/مؤنث بودن و بسیاری متریک‌های دیگر می‌تواند در میان افراد کمتر یا بیشتر باشد) در محیطی قرار گیرد که زبان مد نظر در آن صحبت می‌شود، خواهد توانست به طور کامل آن زبان را اکتساب کند اما این در حالی است که پس از این زمان، شخص دیگر قادر نخواهد بود تا به طور کامل زبان را فرا گیرد!

حال به نظر می‌رسد که چنین گزاره‌ای احتمالاً برای خواننده‌ای که فرض کنیم بیش از سه دهه از عمرش می‌گذرد و قصد دارد تا زبانی همچون زبان انگلیسی را فرا بگیرد کمی ناامیدوارکننده باشد اما در اینجا نیاز است تا با تئوری دیگری تحت عنوان اثر آرنولد آشنا شویم.

آشنایی با مفهوم Arnold Schwarzenegger Effect
Arnold Schwarzenegger اصالتاً اهل اتریش است که از پس از Critical Period (که پیش از این با مفهومش آشنا شدیم) به ایالات متحدهٔ آمریکا مهاجرت کرد. پیش از پرداختن به مفهوم اثر آرنولد در بحث آموزش زبان، ابتدا توصیه می‌کنیم به یکی از سخنرانی‌های الهام‌بخش وی تحت عنوان Five Minutes For The NEXT 50 Years of Your LIFE مراجعه نمایید. پس از مشاهدهٔ این ویدیو، چند نکته مشهود است که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

- انتخاب واژگان توسط آرنولد تا حد زیادی شبیه به فردی است که انگلیسی زبان مادری‌اش است.
- ساختارهای گرامری مورد استفادهٔ آرنولد تا حد زیادی شبیه به یک بومی آمریکا است.
- اصطلاحات مورد استفادهٔ وی دقیقاً مشابه چیزی است که یک آمریکایی در مکالمات روزمرهٔ خود به‌ کار می‌گیرد.
- اما لهجهٔ وی فوق‌العاده بد است!

با توضیحات فوق‌الذکر، اثر آرنولد را توضیح داده‌ایم اما به منظور بسط دادن بیشتر این موضوع، باید گفت که اثر آرنولد به این موضوع اشاره دارد که در بحث SLA اگر پس از Critical Period اقدام به یادگیری زبان کنیم (دقیقاً شبیه به آرنولد که حدود بیست سالگی به ایالات متحدهٔ آمریکا مهاجرت کرد)، می‌توانیم بخش‌های مختلف زبان مقصد من‌جمله لغات، اصطلاحات، گرامر و غیره را فرا گیریم و حتی گاهی هم به تسلط کامل برسم به جز لهجهٔ نِیتیو (بومی) که در همین راستا امروزه بسیاری از متخصصین آموزش زبان انگلیسی بر این باورند که زبان‌آموزان به جای اینکه تمرکز کنند روی یادگیری لهجهٔ American English یا British English، باید روی International English تمرکز کنند که به نوعی می‌توان انگلیسی بین‌المللی را به همان اثر آرنولدی تشبیه کرد.

به عبارتی، به جای اینکه خیلی روی این موضوع تمرکز کنیم که برای تلفظ کلمه‌ای همچون Talk مثل یک آمریکایی بگوییم «تاک» یا مثل یک بریتانیایی بگوییم «تُک»، بهتر است روی مباحث دیگری همچون انتخاب واژگان درست در موقعیت‌های درست، درک معانی مختلف واژگان و اصطلاحات در موقعیت‌های مختلف، انتخاب ساختار‌های گرامری اصولی و .... تمرکز نماییم که در ادامه در این خصوص بیشتر توصیح خواهیم داد.

پس از ذکر این مقدمه، در ادامه قصد داریم تا به بررسی یکسری مسائلی که موجب تسهیل فرایند زبان‌آموزی علاقمندان به یادگیری یک زبان خارجه می‌گردند اشاره کنیم که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

- مدیریت زمان
- هویت‌بخشی
- عدم احساس تنهایی
- آموزش زبان انگلیسی کاربردی 
- مد نظر قرار دادن نیاز زبان‌آموز
- مدل‌های یادگیری افراد 
- استراتژی‌های یادگیری زبان 

لازم به ذکر است اکثر زبان‌آموزان به عوامل و عناصری که می‌تواند متضمن یادگیری سریع‌تر ایشان گردد واقف نبوده و به همین دلیل پس از گذشت چندین سال و پشت سر گذاشتن ترم‌های متوالی، کماکان با روش آزمون و خطا فرایند یادگیری خود را دنبال می‌کنند. در واقع، مادامی که زبان‌آموز به نیاز واقعی خود واقف نباشد، این وظیفه به دوش مدرسین باتجربه و مؤسسات آموزشی است تا آنچه به صلاح زبان‌آموز است و می‌تواند وی را زودتر به مقصد برساند را در سیلابس آموزشی وی بگنجانند اما گاهی اوقات این اتفاق در مؤسسات آموزشی هم نمی‌افتد.

در حقیقت، هر زبان‌آموز در وهلهٔ اول یک مشتری است و آنچه موجب می‌گردد یک زبان‌آموز را به یک مشتری وفادار مبدل سازیم اجرای مواردی است که غالباً در اکثر مؤسسات آموزش زبان مورد غفلت واقع می‌شوند. بسیاری از مؤسسات آموزشی از تبلیغات خوبی برخوردارند، محیط آموزشی مطلوبی را برای زبان‌آموز فراهم آورده‌اند، کادری حرفه‌ای به استخدام گرفته‌اند و حتی محیط مطلوبی برای استراحت زبان‌آموز فراهم می‌آورند اما کمکان زبان‌آموزان خود را به مرور زمان از دست می‌دهند. با توجه به اینکه در اینجا خودِ زبان‌آموز به نیاز واقعی‌اش واقف نیست، از همین روی به سادگی تحت تأثیر تبلیغات دیگر مؤسسات قرار گرفته و محیط آموزشی خود را تغییر می‌دهد و واقعاً معلوم نیست چنین سیکلی تا چه زمانی ادامه خواهد یافت.

مدیریت زمان
این مسئله که زبان‌آموز دوست دارد در کوتاه‌ترین زمان ممکن مهارت‌های زبانی را کسب کند صحت دارد اما این در حالی است که وی باید با محدودیت‌های موجود در فرایند یادگیری زبان‌های خارجی نیز آشنا شود. منظور از چنین مرزهایی این است که یک زبان‌آموز باید بداند که به هیچ وجه فراگیری یک زبان خارجی را نمی‌توان ظرف مدت چند ماه به طور کامل به اتمام رساند (همین اتفاق در مورد یادگیری یک زبان برنامه‌نویسی هم می‌افتد به طوری که کدآموز تمایل دارد تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن از یک فرد مبتدی به یک دولوپر حرفه‌ای مبدل گردد که چنین چیزی به معنای واقعی کلمه غیرممکن است.)

در حقیقت، مبحث تسلط به یک زبان خارجی کاملاً نسبی است. به طور مثال، یک فرد فارسی زبان هم که به راحتی به مکالمه به زبان فارسی می‌پردازد نمی‌تواند ادعا کند که به زبان فارسی تسلط کامل دارد به طوری که تسلط به یک زبان خارجی مقوله‌ای کاملاً فردی است. فرض کنیم فردی زبان آلمانی را جهت مکاتبات بیزینسی با تُجار کشور آلمان فرا می‌گیرد. فراگیری اصطلاحات موجود در مکاتبات تجارت بین‌المللی و آشنایی با ساختار و فرمت چنین مکاتباتی نیاز این فرد را مرتفع خواهد ساخت و این در حالی است که وی به هیچ وجه نیاز به کسب توانایی در زمینهٔ زبان کوچه و بازار (زبان عامیانه) زبان آلمانی ندارد که در این صورت، پس از آنکه فرد به چنین مهارتی دست یافت و قادر گشت به راحتی و به نحوی که از مکاتبات ایشان مشخص نشود که ایشان یک گویشور بومی کشور آلمان نیست مکاتبه کند، می‌توان گفت که وی به زبان آلمانی، البته از این بُعد خاص، مسلط است حتی اگر اثر آرنولدی داشته باشد.

خیل عظیمی از کسانی که در زمینهٔ زبان‌های خارجی تحصیلات عالیه، حتی در سطح دکتری، دارند و چندین سال به تحصیل و آموزش زبان‌های خارجه پرداخته‌اند و حتی در زمینهٔ رشتهٔ تخصصی مورد مطالعهٔ خود صاحب‌ نظر نیز می‌باشند احتمالاً پس از مواجهه با یک فرد معمولی از جامعهٔ زبان مقصد، در بخش‌هایی از مکالمهٔ خود با مشکل روبه‌رو می‌شوند چرا که ایشان به مباحث آکادمیک و تئوریک زبان مقصد تسلط دارند نه به اصطلاحات رایج در مکالمات روزمرهٔ آن زبان و از همین روی به نظر می‌رسد که از این پس قبل از به‌کارگیری واژهٔ تسلط به یک زبان خارجی، دقت نظر بیشتری به خرج دهیم (به عبارتی، به جای Acquisition فرآیند Learning برایشان اتفاق اتفاده است.)

متأسفانه اکثر مؤسسات آموزشی بر این باورند که فراگیری سه مهارت گفت‌/شنود، خواندن و تا حدودی هم مهارت نوشتاری یک زبان خارجی متضمن تسلط یک زبان‌آموز به آن زبان است اما حقیقت چیز دیگری است. غفلت از ریزه‌کاری‌های فراگیری زبان‌های خارجی، همچون آشنایی با فرهنگ کشوری که زبان مد نظر در آن تکلم می‌شود و بسیاری موارد دیگر، راه را بر تسلط به یک زبان خارجی مسدود خواهند ساخت. 

پس از آنکه مطمئن شدیم زبان‌آموز مفهوم چنین مرزهایی را به خوبی درک کرده است، حال نوبت به آن می‌رسد تا کوتاه‌ترین زمان ممکن را برای ایشان در نظر بگیریم. این احتمال وجود دارد تا بسیاری از زبان‌آموزان پس از روبه‌رو شدن با این واقعیت که فراگیری یک زبان خارجی در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست و نیز تسلط به یک زبان خارجی تقریباً غیرممکن است، انگیزهٔ خود را از دست بدهند؛ اما خبر خوبی که برای این گروه از مخاطبین وجود دارد این است که با یک برنامه‌ریزی منسجم و داشتن مدیریت زمان، زبان‌آموزان می‌توانند این مسیر طولانی را به راه‌کاری انگیزشی برای خود مبدل سازند.

به طور مثال، فرض را بر این بگذاریم که قرار است زبان‌آموزی با شرایط زمانی، مالی و استعدادی متوسط طی 36 ماه فراگیری زبان خود را به اتمام رساند. کاری که به چنین زبان‌آموزی پیشنهاد می‌شود این است که در بدو امر، هدف خود را از فراگیری یک زبان خارجی مشخص ساخته و تعیین کند که در کدام بخش از زبان مد نظر نیاز به کسب مهارت بیشتر و یا تسلط دارد سپس این 36 ماه را به 6 بازهٔ زمانی تقسیم نموده و هر 6 ماه یک‌بار در آزمون‌هایی معتبر که مهارت‌های مد نظر زبان‌آموز را به خوبی مورد سنجش قرار می‌دهند، شرکت کند. در حقیقت، زبان‌آموز با مقایسه کردن نتایج آزمون‌های پیشین با آزمون‌های بعدی، به نکات ضعف و قوت خود پی برده و با مشاهدهٔ پیشرفت خود، انگیزهٔ دوچندانی برای پیمودن ادامهٔ راه پیدا خواهد کرد (نکته‌ای که در اینجا باید مد نظر قرار داده شود این است که آزمون‌های مؤسسه‌ای نمی‌توانند نتایج دقیقی را به زبان‌آموزان ارائه دهند چرا که اکثر چنین آزمون‌هایی استانداردهای آزمون‌های آموزشی را دنبال نمی‌کنند.)

به نظر می‌رسد اکثر کسانی که از کمبود زمان شکایت می‌کنند، استراتژی‌های مدیریت زمان را به خوبی در فرایند آموزشی خود اِعمال نمی‌کنند. در واقع، زمان در فرایند فراگیری زبان انگلیسی را می‌توان از دو بُعد مورد بررسی قرار داد: بُعد اول از نقش مؤسسهٔ آموزشی در مدیریت زمان زبان‌آموزان ناشی می‌شود به این نحو که مؤسسه موظف است کوتاه‌ترین نقشهٔ راه را برای زبان‌آموزان ترسیم کند و بُعد دوم، که می‌توان گفت از اهمیت بیشتری نسبت به مورد اول برخوردار است، نقش خود زبان‌آموز در مدیریت زمان است.

در واقع، اکثر زبان‌آموزانی که از عدم مدیریت زمان خود و بالتبع برخورداری از زمانی اندک برای فراگیری زبان انگلیسی رنج می‌برند و اتفاقاً بسیاری از ایشان جزو شاغلین نیز می‌باشند، می‌توانند با شرکت در کارگاه‌های آموزشی مدیریت زمان و مطالعهٔ کتب و مقالات مرتبط، نه تنها زمان کافی برای فراگیری زبان پیدا کنند، بلکه اثر آن را می‌توانند در مابقی بخش‌های زندگی شخصی و کاری خود نیز مشاهده کنند.

هویت بخشی
عدم وجود محیطی که مَن زبان‌آموز در آن به رسمیت شناخته شود، نتایج مخربی همچون بی‌انگیزگی زبان‌آموز، پَسرفت تحصیلی، از بین رفتن انگیزه و ... را در درازمدت در بر خواهد داشت. در حقیقت، با توجه به سطح پایین دانش زبان‌های خارجی به خصوص زبان انگلیسی در کشورمان، معدود کسانی که با این مهارت آشنایی دارند خود را در این زمینهٔ به خصوص برتر از دیگران تلقی می‌کنند و این موقعیت در بسیاری از کلاس‌های زبان به وضوح دیده می‌شود. در واقع، زمانی که مدرس جایگاه خود را برتر از زبان‌آموزان بداند، خواه این زبان‌آموز یک پزشک باشد و خواه یک شاگرد ساده، این حس برتری‌طلبی مدرس استرس‌زا بوده و اعتماد به نفس زبان آموزان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

تجربه نشان داده است مواقعی که مدرس این حس را برای زبان‌آموزان به وجود می‌آورد که خیلی چیزها هستند که معلم از آن‌ها بی‌اطلاع است، خواه در مورد خود زبان و خواه در مورد دیگر مسائل که زبان‌آموزان در آن تبحر دارند، زبان‌آموزان حس خوبی نسبت به کلاس خود پیدا خواهند کرد چرا که باور پیدا می‌کنند آن‌ها هم چیزی برای ارائه دارند که مختص به خود ایشان است به طوری که استفاده از استراتژی‌هایی از این دست می‌تواند به منزلهٔ کمک خوبی برای بالا بردن سطح اعتماد به نفس زبان‌آموزان و در نتیجه هویت‌بخشی به ایشان باشد.

به هیچ وجه نمی‌توان تأثیر اعتماد به نفس را در بحث آموزش زبان‌های خارجی نادیده گرفت حتی تا سطحی که می‌توان گفت یک مدرس زبان صرفاً با بالا بردن اعتماد به نفس زبان‌آموزان، می‌تواند شاهد پیشرفت چشم‌گیر ایشان در آینده باشد که به منظور پی بردن به اهمیت این مسئله، می‌توان به مقایسهٔ یک تیم ورزشی و یک تیم آموزش زبان پرداخت.

بسیاری از تیم‌های ورزشی مطرح و حرفه‌ای جهان در کنار تیم تخصصی خود و مربیان کارآمد، روانشناسان خُبره نیز به خدمت می‌گیرند. حال به نظر می‌رسد اهمیت این موضوع به وضوح قابل‌ درک است که اگر صرفاً با به‌کارگیری تیمی از مربیان حرفه‌ای دستیابی به یک سطح بین‌المللی در زمینهٔ ورزشی مقدور بود، کلیه‌ٔ تیم‌های ورزشی مطرح دنیا اقدام به استخدام کارشناسان روانشناسی به منظور درک نیازهای کاملاً فردی ورزشکاران و بالتبع ارائه راه‌کارهای عملی به ایشان نمی‌کردند.

در اینجا روی سخن با مدیران مؤسساتی نیست که به این کار دیدی هزینه‌بر دارند؛ مدیران مؤسساتی که دیدی کیفیت‌گرا، هدفمند و زبان‌آموز-محور دارند به خوبی اهمیت این موضوع را درک خواهند کرد. آنچه می‌تواند یک مؤسسه آموزش زبان را یک سر و گردن از مابقی مؤسسات آموزشی بالاتر نگاه دارد، به خدمت گرفتن تیمی از روانشناسان آموزشی با آشنایی به مقولهٔ آموزش زبان، آزمون‌های بین‌المللی و ... می‌باشد که حداقل بتوانند با یک زبان خارجی ارتباط برقرار سازند که با اتخاذ چنین رویکردی، یک روانشناسی که خودش راه فراگیری یک زبان خارجی را تا سطح قابل‌قبولی پیموده باشد از یکسو و همچنین آشنایی با جنبهٔ روانی افراد داشته باشد از سوی دیگر، می‌تواند راه‌کارهای مناسبی را هم به زبان‌آموزان و مهم‌تر از آن به مدرسین ارائه دهد. 

شاید بتوان گفت که اهمیت حضور یک روانشناس آموزشی در یک مؤسسه آموزش زبان بیش از آنکه برای زبان‌آموزان مفید باشد برای مدرسین مثمرثمر خواهد بود چرا که با آموزش تکنیک‌های نحوهٔ برخورد با زبان‌آموزان در شرایط مختلف، می‌توان از ایشان انتظار داشت تا همانند یک معلم-روانشناس عمل کنند (در حقیقت، مدرسی که از بهرهٔ هوش عاطفی و یا اصطلاحاً EQ کمی برخوردار باشد، مسلماً نحوهٔ برخورد صحیح با زبان‌آموزانی که به دلایل مختلفی همچون مسائل خانوادگی، شخصی و کاری، اعتماد به نفس کم، کمرویی، اختلالات ذهنی و ... پیشرفت کمی داشته باشند را بلد نخواهند بود.)

عدم احساس تنهایی
اکثر زبان‌آموزان انتظار دارند تا در محیط خارج از کلاس نیز از پشتیبانی مؤسسه و مدرس خود بهره‌‌مند باشند. فرایند آموزش را می‌توان به تجربه‌ای لذت‌بخش مبدل ساخت به این صورت که زبان‌آموزان بدون هیچ‌گونه محدودیت زمانی و مکانی، تیم آموزشی را در کنار خود احساس کنند. در حقیقت، همان‌طور که یک فرهنگ لغت جیبی می‌تواند همواره در کنار زبان‌آموز باشد، محتوای آموزشی مؤسسه آموزش زبان را نیز می‌توان تا حد قابل‌توجهی در کنار زبان‌آموز قرار داد.

در پاسخ به این سؤال که چه‌طور و چگونه می‌توان به چنین زیرساختی دست یافت، باید گفت که این گام یکی از مراحل دشوار کار مدیران و طراحان دوره‌های آموزش زبان در مؤسسات محسوب می‌گردد چرا که دست‌یابی به چنین زیرساختی بدون ایجاد فرهنگ استفاده از آن، کار بیهوده‌ای خواهد بود. منظور از این مسئله، فرهنگ‌سازی در بُعد گسترده نیست بلکه منظور ایجاد یک فرهنگ درون مؤسسه‌ای است و منظور از فرهنگ مؤسسه‌ای هم این است که هر مؤسسهٔ آموزش زبان می‌باید دربرگیرندهٔ طرح‌هایی باشد که نه تنها نیازهای زبان‌آموزان را پاسخگو باشد، بلکه تداوم نیز داشته باشند.

در چنین شرایطی، زمانی که یک زبان‌آموز وارد مؤسسه‌ای می‌شود که در آن احساس تنهایی نمی‌کند و در عین حال به نیازهای زبانی وی نیز پاسخ مثبت داده می‌شود، می‌توان گفت که چنین فرهنگی در درازمدت بر زبان‌آموز غالب گشته و مادامی که زبان‌آموز در آن مؤسسه مشغول به فراگیری یک زبان خارجی است، تحت تأثیر فرهنگ آن مؤسسه قرار خواهد داشت (به طور مثال، اگر بخواهیم چند نمونه از زیرساخت‌هایی که می‌تواند حس تنهایی زبان‌آموز را خارج از محیط کلاسی برطرف سازد نام ببریم، می‌توانیم به اپلیکیشن‌های موبایل، تلفن‌های گویای 24 ساعته، وب‌سایت‌های تعاملی، معلم مشاوره‌ای تلفنی، سامانهٔ پیام کوتاه و ... اشاره کنیم.)

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 2
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 4
  • آی پی دیروز : 2
  • بازدید امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1
  • بازدید ماه : 1
  • بازدید سال : 345
  • بازدید کلی : 1,505